سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

42

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

باب صد و هجدهم حضرت على عليه السّلام از همگان داناتر و بردبارتر و با فضيلتتر بود [ مستدرك حاكم 3 / 499 ] به سند خود ، از « قيس بن ابو حازم » روايت مىكند كه در مدينه بودم و در حالى كه در بازار گردش مىكردم ، به دكانهاى روغن زيتون فروشى رسيدم . در آنجا مردمى را ديدم كه گرد سواره‌اى را گرفته‌اند و او هم نسبت به حضرت على عليه السّلام ناسزا مىگويد ! در اين هنگام ، « سعد بن ابى وقاص » فرا رسيد ، توقيف كرده و پرسيد : اين اجتماع براى چيست ؟ در پاسخ گفتند : مردى است كه نسبت به على بن ابيطالب عليه السّلام ناسزا مىگويد ! « سعد » پيش رفته و مردم را از يكديگر شكافت ، در برابر او قرار گرفت . گفت : اى مردك ! چرا از على بن ابيطالب عليه السّلام بدگوئى مىكنى ؟ مگر او نخستين كسى نيست كه به پيغمبر خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ايمان آورد ؛ مگر او نخستين كسى نيست كه با پيغمبر خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نماز گزارد ؛ مگر او داناترين مردم نمىباشد و يك يك اوصاف حضرت على عليه السّلام را برشمرد تا آنجا كه گفت : مگر او داماد رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و همسر دختر گرانمايه‌اش ، فاطمه زهرا عليها السّلام نمىباشد ؛ مگر او پرچمدار رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در كليهء غزوه‌ها نبوده است ؟